روایت روان
 
قالب وبلاگ

نوروفيدبک مانند آينه عمل مي‌کند


مي‌خواهيد به مهماني برويد و نمي‌دانيد آيا سر و وضعتان مرتب است يا نه؟ بله، به يک آينه? ترجيحاً قدي نياز داريد. اکنون مقابل آينه ايستاده‌ايد و مي‌توانيد به خوبي خودتان را در آن را ببينيد. موهايتان را شانه مي‌کنيد و يقه‌تان را که ناجور قرار گرفته مرتب مي‌کنيد. بهتر است کمي آستين پيراهنتان را بالا بکشيد تا خيلي از زير آستين کت‌تان بيرون نيايد. حالا همه چيز روبراه شد. ظاهر شما کاملاً مناسب است.

شايد تا به حال فکر کرده باشيد کاش مي‌شد درونتان را هم به همين شکل در آينه مي‌ديديد و عيب و نقص‌هاي آن را هم برطرف مي‌کرديد. مثلاً اگر مي‌شد آن‌چه در مغزتان اتفاق مي‌افتد را ببينيد آن وقت مي‌توانستيد آن را تنظيم کنيد تا به بهترين شکل، کار خود را انجام دهد.

متخصصان آتيه مي‌گويند اين کار شدني است و نوروفيدبک هماني است که دنبالش مي‌گرديد. نوروفيدبک در واقع ترکيبي از QEEG و بيوفيدبک است. شما مقابل يک مانيتور مي‌نشينيد و الکترودي که روي سر شما قرار مي‌گيرد امواج مغزي شما را دريافت و به کامپيوتر هدايت مي‌کند. حالا شما با ديدن امواج مغزي خود روي صفحه مانيتور مي‌توانيد به تنظيم و کنترل آن‌ها به نحوي که مي‌خواهيد بپردازيد.

حاصل عملکرد مغز چيست؟


مي‌دانيم که الگوي امواج مغزي ماست که حالات و صورت‌هاي مختلف رواني ما را به‌وجود مي‌آورد. درواقع کارکرد مناسب يا نامناسب مغز ما سبب طبيعي بودن يا غيرطبيعي بودن توليد امواج در مغز مي‌شود.

اختلالات مختلف رواني در حقيقت حاصل کارکرد نامناسب مغز و درنتيجه توليد الگوي ناصحيح امواج مغزي مي‌باشند. لذا مغز انسان نيز مانند هر سيستم پيچيده ديگري نياز به تنظيم و رفع نواقص دارد. نکته مهم و جالب توجه اين است که خود مغز مي‌تواند خودش را تنظيم و به‌روز کند فقط کافي است که از وضعيت خود آگاهي پيدا کند. لذا همه کاري که بايد انجام دهيم آگاهي يافتن از مدل نامطلوب کارکرد مغز و سعي در تنظيم مجدد آن مي‌باشد.

در حقيقت مغز ما با فيدبک‌هايي(بازخورد) که از بدن و نيز محيط اطراف ما مي‌گيرد به کنترل و تنظيم کارکردهاي مختلف جسمي و رواني و تعامل ما با محيط مي‌پردازد. نوروفيدبک با فيدبکي که از امواج مغزي ارائه مي‌دهد، مغز را در تنظيم فعاليت خود کمک مي‌نمايد.

نوروفيدبک (Neurofeedback) چگونه کار مي‌کند؟


در نوروفيدبک سنسورهايي كه الكترود ناميده مي‌شوند بر روي پوست سر بيمار قرار مي‌گيرند. اين سنسورها فعاليت الکتريکي مغز فرد را ثبت و در غالب امواج مغزي (در اغلب موارد به شکل شبيه‌سازي شده در قالب يک بازي کامپيوتري يا فيلم ويدئويي) به او نشان مي‌دهند. در اين حالت پخش فيلم يا هدايت بازي کامپيوتري بدون استفاده از دست و تنها با امواج مغزي شخص انجام مي‌شود.

به اين شکل فرد با ديدن پيشرفت يا توقف بازي و گرفتن پاداش يا از دست دادن امتياز و يا تغييراتي که در صدا يا پخش فيلم به وجود مي‌آيد، پي به شرايط مطلوب يا نامطلوب امواج مغزي خود برده و سعي مي‌کند تا با هدايت بازي يا فيلم، وضعيت توليد امواج مغزي خود را اصلاح کند (مثلاً اگر قرار است فرد موج آلفاي خود را کاهش دهد بازي در صورتي پيش مي‌رود که موج آلفا از يک حد مشخص شده‌اي کمتر باشد).


نوروفيدبک در واقع يک فرايند آموزشي است که در آن مغز خودتنظيمي را فرا مي‌گيرد. در طول آموزش، فعاليت مغز توسط اداره هشيار و ناهشيار توجه كنترل مي‌شود. يادگيري هشيارانه زماني اتفاق مي‌افتد كه فرد در مي‌يابد كه چطور سيگنال فيدبك به توجه و وضعيت ذهني او ارتباط پيدا مي‌كند.

قسمت عمده يادگيري در سطح ناهشيار اتفاق مي‌افتد، جائيكه مغز تدريجاً مي‌تواند بصورت مستقيم و خودكار سيگنال فيدبك را كنترل كند. مهارت‌هاي جديد كه بصورت آگاهانه و نا آگاهانه بدست آمده‌اند در طول آموزش دروني مي‌شوند و بطور خودكار به فعاليت‌هاي روزانه فرد منتقل مي‌شوند. اين کار درست مانند يادگرفتن رانندگي است. همانطور که رانندگي پس از يادگيري کامل به صورت يک سري اعمال خودکار در مي‌آيد و هيچگاه فراموش نمي‌گردد، مهارت‌هايي نيز که مغز در طي آموزش نوروفيدبک فرا مي‌گيرد ماندگار خواهند بود.


بنابراين نوروفيدبک به مغز کمک مي‌کند تا ياد بگيرد که چطور خودش را تنظيم و نواقص عملکردي خود را برطرف نمايد. لذا هيچ‌گونه دستکاري يا مداخله ماده خارجي وجود ندارد که بخواهد عوارض جانبي داشته باشد يا وابستگي ايجاد کند. با نوروفيدبک ما تنها مهارتهاي جديدي را فرا مي‌گيريم، مهارت‌هايي که ما و مغزمان را بيش از پيش توانمند مي‌سازد.
نوروفيدبک از نوروپلاستيسيتي کمک مي‌گيرد.


از ديد روانشناسي، چنين به نظر مي‌رسد كه آموزش و تمرين تمركز، فرايندهاي ارتباط، رشد و بلوغ عصب‌شناختي در مغز را تحريك و افزايش مي‌دهد. اين وقتي اتفاق مي‌افتد كه نورون‌ها طي آموزش به ايجاد ارتباطات سيناپسي (ارتباط بين نوروني) جديد وادار شده و باعث بهبود عملكرد مغز در مناطق خاص مي‌شوند. همچنين شواهدي وجود دارد كه بين فعاليت موج آلفا و جريان خون مغز ارتباط مستقيمي وجود دارد.

به عبارت ديگر وقتي فرد موفق مي‌شود كه براي مدتي وضعيت افزايش موج آلفا را حفظ كند، مغز وي خون بيشتر و در نتيجه اكسيژن و غذاي بيشتري دريافت مي‌كند. اين مسئله سبب مي‌شود كه نورون‌هاي آسيب ديده به بازتوليد و بهبود هدايت سيگنال‌هاي الكتريكي خود بپردازند.


توانايي سلول‌هاي عصبي به ايجاد ارتباطات سيناپسي و مسيرهاي جديد در مغز، نوروپلاستيسيتي نام دارد. يك مثال براي اين حالت وقتي است كه منطقه جديدي در مغز كاركردهاي يك منطقه ديگر را به عهده مي‌گيرد. به اين ترتيب در طي آموزش نوروفيدبك، نورپلاستيستي وارد عمل مي‌شود.

کاربردهاي درماني نوروفيدبک:


-بيش‌فعالي/كمبود توجه (AD/HD): بيش از هر زمان ديگري، براي درمان AD/HD از نوروفيدبك استفاده شده است. 85-80% کودکان مبتلا به AD/HD به وسيله نوروفيدبك بهبودي كامل مي‌يابند.


- اضطراب (Anxiety): بسياري از متخصصان، بكارگيري نوروفيدبك به منظور درمان اضطراب را يكي از عمده‌ترين موارد و زمينه‌هاي استفاده از نوروفيدبك مي‌دانند. اكثر آن‌ها معتقدند اضطراب يكي از اولين مواردي بود كه به نوروفيدبك پاسخ داد. نتايج پژوهشي نشان مي‌دهد كه در حدود 90-80% از بيماران اضطرابي با اين روش بهبود يافته‌اند.


- ناتواني يادگيري (Learning Disability)، اين اختلالات در سنين دبستان شايع هستند. در درمان اين اختلالات، نوروفيدبك تحول بزرگي ايجاد كرده است. در اين مورد نوروفيدبك به تنهايي پاسخگوست و نيازي به درمان مكمل ندارد. معمولاً با كامل كردن يك دوره درماني بهبودي ثابتي حاصل مي‌شود.


- اختلالات خواب: اولين تغييراتي كه مراجعين عموماً بعد از شروع درمان با نوروفيدبك مشاهده مي‌كنند، تغيير و تنظيم خوابشان است. بنابراين مي‌توان از نوروفيدبك در درمان اختلالات خواب نيز استفاده كرد.


- صرع، آسيب مغزي و سكته مغزي: در انواع صرع و در مواردي كه داروها مؤثر نبوده‌اند و بيماري بسيار مزمن و غيرقابل كنترل بوده است نوروفيدبك در درمان 70 تا 90% بيماران موفق بوده است.


- آسيب مغزي : نوروفيدبک سبب بهبود مشکلات ناشي از آسيب‌ و سکته مغزي مي‌شود. از آن‌جمله مي‌توان به بهبود در حافظه، سردرد، گيجي و حواس‌پرتي، سرگيجه، مشکلات تمرکزي، اضطراب، افسردگي، تغييرات خلقي، اختلالات خواب، تحريك‌پذيري، مشكلات ادراك بينايي و ديسلكسي اشاره کرد.


-دردهاي مزمن و سردردهاي ميگرني: درمانگران و پزشكاني كه از نوروفيدبك براي درمان دردهاي مزمن و سردردهاي ميگرني استفاده كرده‌اند، اعلام كردند كه وقوع و شدت حملات ميگرن در اكثر موارد با استفاده از اين روش كاهش مي‌يابد و حتي از بين مي‌رود.


- افسردگي: در مورد بيماران مبتلا به افسردگي اساسي كه هيچ درماني براي آن‌ها كارساز نبوده، نوروفيدبك در اغلب موارد بهبوددهنده بوده است.


- سوءمصرف مواد: مطالعات نشان داده است كه در مقايسه با درمان‌هاي موجود براي ترك اعتياد، درمان با نوروفيدبك از بسياري از روش‌هاي ديگر موفق‌تر بوده است. علاوه براين، درمان با اين روش وسوسه و ولع فرد را كاهش مي‌دهد و در درازمدت احتمال عود و بازگشت را پايين مي‌آورد.

جلسات درمان با نوروفيدبك:


ابتدا شرح حالي از مراجع گرفته مي‌شود. سپس او روي صندلي مخصوص و راحتي مي‌نشيند. 2 الكترود به گوش‌هاي مراجع و يك الكترود به سر او، در جاي مناسب متصل مي‌شود (بنا به تشخيص درمانگر). سپس از بيمار خواسته مي‌شود تا كاملاً آرام باشد و به صفحه كامپيوتري كه در مقابلش قرار دارد نگاه كند.

درمانگر برنامه خاصي براي بيمار در نظر گرفته است كه متناسب با مشكل اوست. (اين برنامه‌ها شبيه بازي كامپيوتري هستند). بيمار كار خاصي انجام نمي‌دهد بلكه مغز اوست كه همه‌ كارها را انجام مي‌دهد. پس از چندين جلسه تمرين و تكرار، مغز تكاليف را مي‌آموزد و خود را با آن‌ها تطبيق مي‌دهد. در پايان جلسه الكترودها از بيمار جدا مي‌شود و تكاليفي براي انجام در منزل به او داده مي‌شود.

به منظور هرچه بهتر بودن نتايج حاصل از درمان و پايداري بيشتر اثرات درماني، تعداد جلسات بايد به حدي باشد كه درمان تكميل شود. مدت معمول جلسات 45 دقيقه است، ممكن است در برخي موارد كمي طولاني‌تر يا كوتاهتر باشد. حداقل 2 تا 3 جلسه در هفته توصيه مي‌شود. اما برگزاري 3 تا 4 جلسه در هفته باعث تسهيل درمان مي‌شود. براي قطع درمان بايد به تدريج فاصله جلسات را زياد كرد.

ابتدا دو هفته يكبار و در صورتي كه بهبودي ادامه پيدا كرد ماهي يك بار. اگر به محض از بين رفتن علائم و نشانه‌هاي بيماري، درمان را قطع كنيم، ممكن است پس از گذشت مدتي مثلاً 3 ماه يا 9 ماه تمامي نشانه‌هاي بيماري برگردند. در اينجاست كه تصور مي‌كنيم نوروفيدبك بي‌تأثير بوده است. اما بايد بدانيم نوروفيدبك در حقيقت نوعي يادگيري است و كاملاً واضح است كه هرچه تكرار و تمرين بيشتر باشد، يادگيري نيز بهتر و بيشتر خواهد بود و آموخته‌ها ديرتر از بين مي‌روند.


تا به امروز هيچ اثر منفي از نوروفيدبك گزارش نشده است، بلكه تمام اثراتي كه داشته مثبت بوده است. بدترين حالت اين است كه نوروفيدبك نتواند تغييري در علائم بيماري به وجود آورد.
همزمان كردن مصرف دارو با نوروفيدبك نه تنها عوارض بدي ندارد، بلكه باعث مي‌شود تأثير داروها بيشتر شود و پس از مدتي داروها قطع شوند.

مزيت‌هاي درمان تكنولوژيك نسبت به دارو درماني


1. نداشتن عوارض جانبي و اثرات سوء برخي داروها (از جمله اثرات سوء داروها کاهش انعطاف‌پذيري مغز است).
2. داشتن اثرات درماني پايدار .
3. بهبود بيماري در مواردي‌که دارو‌درماني تنها علائم را موقتا? از بين مي‌برد، مانند AD/HD، وسواس‌هاي شديد، افسرده‌خويي و ... .
4. تنظيم کل فعاليت‌هاي مغز.


در حقيقت داروها به عنوان يك ماده خارجي سعي در تنظيم فعاليت‌هاي مغز دارند. بنابراين با قطع آن‌ها، نظم ايجاد شده در مغز نيز از بين مي‌رود و مغز مجدداً براي اينكه تنظيم خود را به دست آورد نيازمند داروست. اين مسئله به عنوان اثر تنظيمي داروها شناخته مي‌شود در حاليكه هدف نوروفيدبك آموزش خودتنظيمي به مغز است و سعي دارد به مغز ياد دهد كه چگونه خود را تنظيم كند.

در نتيجه پس از درمان با نوروفيدبك، مغز با مواجهه با مشكلات جديد و خارج شدن از نظم خود، نيازمند ماده دارويي خارجي نمي‌باشد چرا كه مي‌تواند از طريق فرايند خودتنظيمي، نظم جديد خود را بدست آورد.
«در واقع در دارودرماني به مغز ماهي داده‌ايم، در‌حالي‌كه در نوروفيدبك ماهيگيري ياد داده‌ايم.»

فوايد ديگر نوروفيدبك


از آنجا که نوروفيدبک به تنظيم کارکرد مغز مي‌پردازد، لذا در ارتقاء توانمندي ها و مهارت هاي مختلف ذهني و شناختي مانند بهينه سازي تصميم گيري، افزايش خلاقيت، تقويت حافظه، افزايش تمرکز، کاهش استرس و اضطراب، افزايش هماهنگي جسم و بدن (بويژه در ورزشکاران)، افزايش توانمندي‌هاي هنري از جمله در موسيقي و ... تأثير فوق‌العاده‌اي دارد. امروزه بسياري از شرکت‌ها و سازمان‌هاي معتبر جهاني از جمله ناسا(سازمان علوم فضايي آمريکا) از اين روش و ساير روش‌هاي مبتني بر بيوفيدبک، به منظور بهينه‌سازي عملکرد پرسنل خود استفاده مي‌کنند.


تاريخچه نوروفيدبك


همه چيز در سال‌هاي دهه 1960 شروع شد. دكتر باري استرمان Barry Sterman، محقق دانشگاه UCLA كاليفرنيا، مشغول به انجام تحقيقاتي درباره فعاليت عصب‌شناختي مرتبط با خواب بود كه در خلال آن موفق به كشف امواج 14 هرتز در EEG مغز گربه‌هاي مورد آزمايش گرديد.

اين امواج با كاهش تنش عضلاني در گربه‌ها ارتباط داشتند و بعدها نام SMR به خود گرفتند. دكتر استرمان و گروهش به تحقيقات خود ادامه دادند تا ببينند كه آيا گربه‌ها در ازاي دريافت پاداش (شير)، توليد امواج SMR در مغز خود را افزايش مي‌دهند يا خير؟ پاسخ مثبت و نتيجه رضايتبخش بود. به دنبال آن دكتر استرمان هدايت تحقيقاتي براي NASA را برعهده گرفت كه در آن به ارزيابي سمي بودن سوخت موشك پرداخت (افرادي كه در معرض سوخت قرار مي‌گرفتند دچار حالات استفراغ، سردرد، افزايش دم‌ و بازدم (هواگيري)، توهم و تشنج مي‌شدند).

دكتر استرمان گربه‌ها را در معرض مقدار زيادي سوخت قرار داد و در آن‌ها حالات استفراغ، سر و صدا، افزايش هواگيري، بزاق‌آوري، حملات تشنجي و مرگ را به دنبال هم مشاهده كرد. اما يك گروه از گربه‌ها واكنش ديگري نشان دادند كه باعث تعجب گروه تحقيق شد. آن‌ها توانستند وقوع حملات را در دوز بيشتري نسبت به دوز قابل تحمل براي گربه‌هاي ديگر متوقف كنند.

گروه با مراجعه به سوابق گربه‌ها دريافتند كه اين گروه از گربه‌ها پيش از اين طي مطالعه خواب، تحت آموزش SMR قرار گرفته بودند. دكتر استرمان تحقيقات خود را روي انسان و در مورد بيماران مبتلا به صرع ادامه داد. او تاكنون مقالات زيادي درباره استفاده از نوروفيدبك نوشته است.


تا به امروز هيچ اثر منفي از نوروفيدبك گزارش نشده است، بلكه تمام اثراتي كه داشته مثبت بوده است. بدترين حالت اين است كه نوروفيدبك نتواند تغييري در علائم بيماري به وجود آورد.


همزمان كردن مصرف دارو با نوروفيدبك نه تنها عوارض بدي ندارد، بلكه باعث مي‌شود تأثير داروها بيشتر شود و پس از مدتي داروها قطع شوند.

نوروفيدبک و اختلالات مختلف :


AD/HD
AD/HD با رفتارهايي مانند بي‌توجهي، تكانشگري و حواس‌پرتي مشخص مي‌شود. بسته به اينكه چه رفتاري غلبه داشته باشد اين اختلال را به سه زيرگروه تقسيم مي‌كنند. يك دسته با برجستگي بي‌توجهي مشخص مي‌شود، يك دسته با تكانشگري و بيش‌فعالي و دسته سوم با تركيبي از بي‌توجهي، تكانشگري و بيش‌فعالي.


تحقيقات نشان داده است كودكان AD/HD كمتر قادرند كه موج بتا بالاي 14 هرتز توليد كنند و بيشتر امواج تتا در محدوده 8-4 هرتز توليد مي‌كنند. براي داشتن تمركز مناسب در وضعيت بهينه، مغز نياز دارد تا سطح بالايي از امواج سريع بتا و سطح پاييني از امواج آهسته تتا را توليد كند در حاليكه در تمركز ضعيف اين تعادل به هم مي‌خورد.

نوروفيدبك براي افزايش توليد بتا و كاهش توليد تتا مورد استفاده قرار مي‌گيرد. طي فرايند آموزش، كودك طي يك بازي كامپيوتري براي توليد امواج مناسب پاداش دريافت مي‌كند تا به اين ترتيب ياد بگيرد كه چگونه به مديريت توجه و برانگيختگي بپردازد و كنترل بهتري بر رفتار و هيجانات خود داشته باشد.


مي‌توان گفت كه شغل مغز توجه كردن است، نه فقط به دنياي بيرون بلكه به فرايندهاي دروني هم توجه مي‌كند و اين چنين فعاليت‌هاي خودش و بدن را وارسي مي‌كند. وقتي امواج خاص در مغز را مورد آموزش قرار مي‌دهيم در بيش‌فعالي، تكانشگري و گوش‌بزنگي بهبود حاصل مي‌شود.

در كنار فوايد مربوط به توجه، فوايد ديگري هم در رابطه با بعضي رفتارهاي همراه AD/HD مشاهده مي‌گردد. خطاهاي كمتري در آزمون‌هايي كه مسائل شناختي را به چالش مي‌كشند اتفاق مي‌افتد؛ زمان واكنش بهبود مي‌يابد و نيز پايدار مي‌شود؛ شب ادراري و دندان قروچه شبانه برطرف ‌شده، ميل به شكر و تيك‌هاي حركتي و صوتي هم از بين مي‌روند؛ وسواس فروكش مي‌كند؛ حتي ضريب هوشي افزايش يافته و دستخط بهتر مي‌شود.


نافرماني، قشقرق، طغيان، خشم زياد، خودسري، دروغگويي و حتي رفتارهاي خشن‌تر مانند پرخاشگري، بدرفتاري با حيوانات (Cruelty to animals)، دعوا كردن و fire setting همه به اين روش جواب مي‌دهند. بعضي از اين بچه‌ها هيچ احساس پشيماني نمي‌كنند و بنظر خون‌سرد مي‌رسند.


اين روش در مورد بچه‌هاي افسرده، مضطرب، و بچه‌هايي كه داراي اختلالات هيجاني هستند كمك كننده است. در بيشتر موارد كودكان موفق مي‌شوند دوز داروي خود را كاهش داده يا آن را قطع كنند. ديده شده كه وقتي دوره درمان با نوروفيدبك كامل شود، اثرات بهبودي آن تا بلندمدت ادامه خواهد داشت.


در هر حال ذكر اين نكته ضروري است كه دستگاه عصبي كودكان بيش‌فعال آسيب‌پذيرتر از كودكان ديگر است كه مي‌تواند دلايل ژنتيك، تغذيه‌اي، رشدي و يا زمينه خانوادگي داشته باشد.

اوتيسم
يکي از روش‏هايي که مغز از طريق آن چيزهاي مختلف را ياد مي‏گيرد، تقليد آينه‏وار از رفتار ديگران است (سيستم آينه‏اي). زماني که کسي خميازه مي‏کشد احتمالاً ما نيز خميازه مي‏کشيم.

در EEG چيزي شبيه به اين سيستم آينه‏اي مي‏بينيم که به آن «ريتم مو» مي‏گوييم. ريتم مو به طور طبيعي در ناحيه حسي ـ حرکتي مغز و در زماني که مشغول انجام فعاليت خاصي نيستيم به وجود مي‏آيد. مغز از اين ناحيه براي کنترل اطلاعات ورودي استفاده مي‏کند و سبب مي‏شود به صورت هوشيار فعاليت‏هاي حسي (احساسي) و حرکتي را درک کنيم.

مشاهده ريتم مو بيانگر آن است که مغز در حالت «بيکاري» قرار دارد و به اطلاعات ورودي پاسخ نمي‏دهد. در فردي که پردازش و پاسخ به اطلاعات در آن طبيعي است، هنگام ديدن يک سيب به طور ناگهاني امواج مو کاهش مي‏يابد، دروازه ورود اطلاعات به ناحيه حسي ـ حرکتي باز مي‌شود و فرد سيب را درک کرده و مي‌تواند آن را بردارد.

متأسفانه در افراد مبتلا به اوتيسم و آسپرگر اين سيستم ناقص عمل مي‏کند و دروازه ورود اطلاعات بسته مي‏ماند بنابراين اطلاعات پردازش نمي‏شوند و پاسخ و رفتار مناسبي مشاهده نمي‏شود. مشکل ديگر، عملکرد نامناسب نيمکره راست است.

اطلاعاتي که از بيرون دريافت مي‏شوند، براي پردازش اوليه به نيمکره راست فرستاده مي‏شوند. اين پردازش اوليه سطحي، مبهم و تا حدودي بي‏معني است. اين اطلاعات سپس براي پردازش بيشتر و دقيق‏تر به نيمکره چپ فرستاده مي‏شوند.

در اثر کارکرد ناقص نيمکره راست، اطلاعات انتقالي به نيمکره چپ نيز بي‏اعتبار مي‏شود و اين نيمکره نمي‏تواند درک صحيحي از دنياي اطراف به وجود آورد. از طرفي لوب‏هاي پيشاني باعث آگاهي هوشيارانه ما از آنچه در اطرافمان روي مي‏دهد مي‏شوند.

اين قسمت به ما اجازه مي‏دهد تا بر پايه اطلاعات دريافتي، اعمال خود را برنامه‏ريزي و اجرا کنيم. وجود ريتم مو و جلوگيري آن از ورود اطلاعات باعث مي‏شود لوب‏هاي پيشاني نتوانند تحليل و عملکرد مناسبي نسبت به محيط اطراف داشته باشند.

کارکرد نامناسب نيمکره راست، لوب‏هاي پيشاني و وجود نابجاي ريتم مو منجر به بروز رفتارهاي اجتماعي نامناسب و ارتباطات سطحي و سرد مي‏شود. در اوتيسم، نيمکره چپ نيز کارکرد نامناسبي دارد. استفاده از نوروفيدبک به کودک مبتلا به اوتيسم کمک مي‏کند تا کوهرنس و ريتم مو را در مغز خود کاهش داده و عملکرد آن را بهبود بخشد.


نوروفيدبك در مواردي مانند ارتباطات كلامي، فيزيكي و اجتماعي به كودك اوتيستيك كمك مي‌كند. مدارك كلينيكي حاكي از بهبود گفتار، پاسخدهي، تعادل، ادراك و ابرازهاي مناسب چهره مي‌باشند. همچنين نوروفيدبك به كاهش حساسيت‌هاي حسي و پاسخدهي بهتر به تغييرات محيطي كمك مي‌كند.

مشکلات يادگيري
مشكلات يادگيري ممكن است در يك يا چند فرايند پايه در فهم زبان گفتاري يا نوشتاري بوجود آيند. عقيده بر اين است كه مشكلات يادگيري نتيجه تغييراتي در كاركرد مغز هستند. اين مشكلات ممكن است در كاركردهاي شنيداري، حافظه يا پردازشي اتفاق بيفتد و مشكلاتي را در فهم و به ياد آوردن كلمات، در بيان يا دريافت زبان شفاهي يا كتبي، در شكل‌دهي حروف يا فهم مفاهيم رياضي بوجود آيند.

ديده شده كه كودكان LD سطوح بالايي از فعاليت‌هاي آلفا و تتا را از خود نشان مي‌دهند كه اين به پيشرفت فعاليت‌هاي ذهني صدمه مي‌زند. نوروفيدبك به كاهش توليد آلفا و تتا كمك كرده و سبب بهبود مهارت‌هاي خواندن، نوشتن، رياضيات و نقاشي و نيز افزايش نمره IQ مي‌شود.


در نقشه مغزي کودکان ناتوان يادگيري اغلب يک يا چند مورد از موارد زير مشاهده مي‌گردد:


• امواج آهسته يا نوک‌تيز کانوني در يک يا چند ناحيه مغزي
مثلاً در ديسلکسي اين امواج آهسته در لوب پس سري، ناحيه ورنيکه، ناحيه بروکا و ناحيه حسي‌حرکتي مغز ديده مي‌شوند.


• فعاليت نامناسب امواج آلفا يا بتا
مغز ما از امواج آلفا براي استراحت دادن به خود استفاده مي‌کند. اگر توليد اين موج ادامه يابد و متوقف نشود مغز نمي‌تواند بسياري از فعاليت‌هاي حياتي خود را انجام دهد. در عوض امواج سريع بتا براي انجام فعاليت‌هاي توجهي و تمرکزي مغز ضروري مي‌باشند. کاهش فعاليت بتا و افزايش آلفا در اين افراد منجر به بروز مشکلات يادگيري مي‌شود.


• افزايش يا کاهش کوهرنس
قسمت‌هاي مختلف مغز براي اينكه بتوانند پيچيدگي هاي دنيا را درك كرده و عملكرد مناسبي داشته باشند، دائماً با هم در ارتباطند. قطع و برقراري بموقع اين ارتباطات منجر به پردازش صحيح اطلاعات مي‌شود. در كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري ارتباط بين دو يا چند ناحيه از مغز يا بخوبي برقرار نمي‌شود و يا در صورت برقراري، درهم‌آميختگي پيدا مي‌كند.

ميزان زياد Coherence در QEEG نشان مي دهد که 2 يا چند ناحيه از مغز در هم آميختگي پيدا کرده و نمي توانند اطلاعات را به خوبي پردازش يا اجرا کنند. کاهش Coherence هم نشانه اين است که مغز نمي تواند به خوبي قسمت هاي لازم براي انجام کار خاصي را پيوند دهد. افراد ناتوان يادگيري ممکن است هر دو يا يکي از حالات کاهش و افزايش Coherence را در QEEG خود نشان بدهند.


مي‌دانيم که نوروفيدبک خودتنظيمي را به مغز آموزش مي‌دهد لذا کودک مي‌تواند با کمک اين روش به اصلاح و تنظيم مناسب الگوي امواج مغزي خود بپردازد . استفاده از نوروفيدبک سبب تنظيم فعاليت امواج مغزي و برطرف شدن مشکلات کوهرنس در کودکان داراي مشکل يادگيري مي‌گردد.

اختلالات خواب (در بزرگسالان)
مدارك باليني مختلفي وجود دارد كه نشان مي‌دهد استفاده از نوروفيدبك به بهبود اختلالات مختلف خواب از جمله بي‌خوابي، آپنه، سخت به خواب رفتن، مرتب از خواب پريدن و... كه علائمي مرتبط با اضطراب و افسردگي هستند، كمك مي‌كند.


در واقع نوروفيدبك به خودتنظيمي مغز در برانگيختگي فيزيولوژيك كمك مي‌كند و همين امر سبب بهبود كيفيت خواب مي‌شود.


مشكلات خواب (در كودكان)
مشكلات خواب شامل شب‌ادراري، راه رفتن در خواب، حرف زدن در خواب، وحشت در خواب و اضطراب مربوط به خواب رفتن مي‌باشند. نوروفيدبك با كمك به خود ـ تنظيمي مغز در تنظيم برانگيختگي فيزيولوژيك، در بهبود مشكلات مربوط به خواب موفق بوده است و غالباً اولين چيزي كه در درمان توسط نوروفيدبك توسط مراجعين گزارش مي‌شود بهبود كيفيت خواب است.

صرع
نوروفيدبك اولين بار در حوزه بهبود صرع به كار گرفته شد. استرمان در پژوهش‌هاي خود متوجه گرديد که تقويت موج SMR در حيوانات و انسان سبب کنترل و بهبود تشنج مي‌گردد. نشان داده شده است كه نوروفيدبك در بهبود انواع صرع از جمله صرع كوچك، صرع بزرگ و تشنج‌هاي موضعي پيچيده مؤثر است. همچنين باعث كاهش دوز دارو و كنترل بهتر تشنج‌ها مي‌شود. اغلب افرادي كه تحت درمان با نوروفيدبك قرار گرفته‌اند افرادي هستند كه درمان‌هاي دارويي در حل مشكل آن‌ها ناموفق بوده است.


نوروفيدبك پايداري مغز را افزايش مي‌دهد. مدت درمان ممكن است كمي طولاني شود اما معمولاً نتايج خوبي به دست مي‌آيد كه به شكل بهبود سطح عملكرد مغز، كاهش دوز داروها و عوارض جانبي آن‌ها، كاهش تعداد تشنج و رفع نياز به جراحي (در مواردي كه نياز به جراحي بوده است) قابل مشاهده است.

اضطراب
گاهي اضطراب حاصل مغزي است كه خيلي سريع كار مي‌كند و لازم است كه آرام شود. مشخص شده که تقويت آلفا سبب پيدايش حالت آرامش و خلوت شدن ذهن مي‌شود.

با پيشرفت تكنيك‌ها و مطالعات مربوط به امواج آلفا، محققان دريافتند كه آموزش آلفا در بهبود اختلالات اضطرابي، سندرم‌هاي درد، اختلالات خواب و استرس مزمن مؤثر است.


در واقع اضطراب نشانه‌اي از وجود مشكلات در خودتنظيمي مغز است. نوروفيدبك اطلاعاتي را از EEG مراجع به وي ارائه مي‌دهد و كمك مي‌كند تا بتواند وجوه مختلف آن را تحت كنترل خود درآورد و به اين ترتيب به مغز مي آموزد تا خودش را بهتر تنظيم كند. اين مهارت بعد از اين بصورت ناهشيار در مواقع مختلف و براي غلبه بر اضطراب و حملات هراس توسط شخص بكار گرفته مي‌شود.


استفاده از نوروفيدبك در بيماران PTSD به آن‌ها اجازه مي‌دهد تا خاطرات مربوط به حادثه را بدون احساس ناراحتي و رنج پردازش كنند.

افسردگي
در نقشه مغزي افراد افسرده نشانه‌هاي مختلفي ديده مي‌شود که بعضي از آن‌ها عبارتند از:
افزايش يا کاهش فوق‌العاده در فعاليت امواج بتا و آلفا در سراسر يا بخشي از مغز؛ کاهش يا افزايش موج دلتا؛ کاهش يا افزايش غيرطبيعي کوهرنس و ... . استفاده از نوروفيدبک منجر به انجام اصلاحات در الگوي امواج مغزي افراد افسرده مي‌گردد. تغيير در ميزان سروتونين و نوراپينفرين که دو انتقال‌دهنده عصبي هستند از علل بروز افسردگي است. نقل و انتقالات انتقال‌دهنده‌ها از مباحث مربوط به شيمي مغز است.

نکته در اينجاست که تغيير در شيمي مغز به تغيير در امواج، و تغيير در امواج به تغيير در شيمي مغز مي‌انجامد. لذا استفاده از نوروفيدبک و اصلاح الگوي امواج مغزي سبب ايجاد تعادل در نقل و انتقالات مواد شيميايي مغز مي‌گردد.


نوروفيدبك ساز و كار اصلي كه مغز به آن وسيله برانگيختگي فيزيولوژيك را كنترل مي‌كند تحت كنترل درآورده و مكانيزم برانگيختگي را طبيعي مي‌سازد. اين روش صرفنظر از علت افسردگي اثربخش است. در طي درمان مراجع ممكن است متوجه شود كه لازم است استفاده از داروهاي ضدافسردگي يا محرك را كاهش دهد كه به هر حال بايد از نظر دوز دارو در طي درمان تحت نظر متخصص باشد.

درد مزمن
در مورد درد مزمن فرض بر اين است كه آسيبي كه در ابتدا منشأ درد بوده است درمان شده اما درد همچنان باقي است و چه بسا بدتر شده است. وقتي درد براي مدت طولاني ادامه پيدا كند، آستانه درد ممكن است كاهش يافته و در نتيجه ادراك آن افزايش يابد. به عبارت ديگر مغز توجه بيشتري به احساس درد مي‌كند.

طولاني شدن مدت درد، آستانه مغز نسبت به درد را پايين آورده و سبب افزايش ادراك درد مي‌شود. استفاده از نوروفيدبك آستانه مغز نسبت به درد را بالا برده و حتي به مقدار طبيعي مي‌رساند و به اين شكل سبب كاهش ادراك درد مي‌شود. حتي با وجود آسيب هم، تنظيم شدن دوباره آستانه درد در يك حد طبيعي، باعث بهتر شدن درد مي‌شود. مغز با كمك نوروفيدبك آستانه درد را از نو تنظيم مي‌كند.

صدمات مغزي خفيف (mTBI)
پيامدهاي آسيب مغز خفيف شامل سردرد، بدن درد، حالت تهوع، گم‌گشتگي ، افسردگي، خستگي مفرط، مشكلات بينايي، نقائص پردازش شنيداري، مشكلات خواب، وز وز گوش، تحريك‌پذيري و اضطراب و حتي تغييرات يا ناپايداري شخصيتي مي‌باشد. در حاليكه هيچ نوع دارو درماني مرسومي براي اين علائم وجود ندارد، ليكن معمولاً به نوروفيدبك جواب مي‌دهند.

مطابق با گزارش خود افراد تحت درمان تا 80% بهبودي در علائم پيدا مي‌شود. بازيابي‌هايي كه مغز به اين ترتيب بدست مي‌آورد اثر بلندمدت دارد. استفاده از اين روش حتي سال‌ها بعد از آسيب هم مفيد خواهد بود. بعضي بهبودها بعد از آسيب بصورت خودبخود مورد انتظار هستند ليكن نوروفيدبك فرايند را سرعت مي‌بخشد.


آموزش در مناطق خاص قشري كه مربوط به كنترل برانگيختگي فيزيولوژيك مي‌شود صورت مي‌گيرد. در مورد صدمات خفيف شواهد حاكي از تأثير مثبت نوروفيدبك در كمك به بهبود علائمي مانند: كاهش انرژي، سردرد و دردهاي مزمن، گيجي و سرگيجه، مشكل حافظه، مشكل در تمركز، اضطراب، افسردگي، تغييرات خلقي، اختلالات خواب و مشكلات ادراك بينايي مي‌باشد. شواهد باليني نشان‌دهنده اين است كه استفاده از نوروفيدبك حتي پس از اينكه ساير درمان‌ها از پيشرفت باز مي‌مانند، سبب دستيابي به نتايج بيشتر مي‌شود.


سکته مغزي
سكته مغزي اغلب نارسايي‌هايي را در عملكرد مغزي به دنبال خود دارد. نوروفيدبك علاوه بر كمك به بهبود نقائصي كه از سكته ناشي مي‌شود، در برطرف كردن مشكلات ثانويه‌اي كه پديد مي‌آيد مانند اضطراب، افسردگي، تحريك‌پذيري، كسالت و... هم مفيد است. نوروفيدبك باعث دستيابي به بازيابي بلندمدت كاركرد مغز مي‌شود.


بسياري پيامدهاي ناشي از سكته در محل آسيب به وجود نمي‌آيند و شبيه به پيامدهاي ذكر شده در مورد MTBI هستند: مشكلات خواب، تحريك‌پذيري، تغييرات خلقي و افسردگي.

اين موارد خيلي زود به نوروفيدبك جواب مي‌دهند بعضي نقائص خاص كه مربوط به سكته مي‌شوند مانند راه رفتن، گفتار و ضعف يك طرف بدن، زمان بيشتري براي بازيابي مي‌برند و حتي ممكن است بهبودي بطور كامل بدست نيايد. گاهي لازم است فرايند آموزش بطور بلندمدت ادامه پيدا كند تا مغز بتواند به مرور قابليت‌هاي قبلي خود را بازيابد.

عملكرد بهينه
نوروتراپي اهداف مختلفي دارد:
-تثبيت عملكرد سراسري مغز با افزايش توانايي مغز در توليد امواج مغزي مختلف در محدوده صحيح .
- بهبود توانايي مغز براي تغيير نرم و راحت از يك حالت ذهني به حالت ديگر و حفظ آن حالت به اندازه نياز.
- بهبود كاركرد مغز در نواحي خاص مرتبط با مشكلاتي كه فرد در آن زمان تجربه مي‌كند.


سال‌هاست كه ورزشكاران، هنرمندان، مديران و افراد نظامي، از نوروفيدبك براي دستيابي به بالاترين سطوح عملكرد درماني استفاده مي‌كنند. پروتكل‌هاي آموزشي، برانگيختگي فيزيولوژيكي، تمركز و توجه، تعادل نيمكره‌هاي مغزي، آرميدگي و كاركرد اجرايي را تحت تأثير و آموزش قرار مي‌دهند. نوروفيدبك يك تكنيك يادگيري و وسيله آموزشي است. مراجع از تغييراتي كه طي آموزش بوجود آمده آگاه مي‌شود و قادر خواهد بود تا روند پيشرفت خود را در جهت رسيدن به قابليت‌هاي بالاتر مورد ارزيابي و بررسي قرار دهد.



[ شنبه چهارم اردیبهشت 1389 ] [ 23:22 ] [ رضا خلیلیان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام.به وبلاگ من خوش آمدید. من رضا خلیلیان دانشجوی رشته روانشناسی عمومی هستم و در این وبلاگ سعی من بر این است که هم مطالب تئوریک روانشناسی را بنویسم و هم از مطالب عامه پسند و البته اثبات شده در علم روانشناسی استفاده کنم.
امکانات وب